تقابل

این فیلم توسط فروه فاموری پیشنهاد می شود:
Head on / ساختهی فاتیح آکین / برندهی خرس طلایی جشنواره برلین2004
نام این فیلم را « تقابل » معنا میکنم. تقابل فرهنگها. تقابل خواستهها با آنچه نمیدانی و اتفاق میافتد.
این فیلم، داستان فرار است. فرار از کلیشههای مرسومیکه انسانها را در فرهنگی تحمیل شده از نیاکان و زادبوم، به چارمیخ اخلاق میکشد و دیوارهای زندگی را تنگ میکند؛ و بعد، بازگشت. بازگشتی خودخواسته، با تکیه بر احساس و غریزهی انسانی برای ساختن چهارچوبی از آن خود، تا بشود آن تغییر بزرگ زندگی.
برای فرار از غم، مینوشد مرد، و زن در گریز از تعصب، رگ هایش را پاره می کند؛ میخندد و میگوید با من ازدواج کن. مرد دستهای زن را نگاه میکند و میگوید عمودی. باید رگهایت را عمودی پاره کنی برای واقعی مردن.
زن میخندد. جوان است. بوی تازگی و جوانی تناش از پشت دوربین به مشام میرسد. با آن تن ترد و نازک، با آن چشمهای ریز اما زیبا میگوید که س.ک.س می خواهم اما نه با یک نفر. با من ازدواج کن.
بعدتر های فیلم، دیگر به کلمه نمی آیند، فقط باید دید که عشق چگونه تصویر میشود. و آن تلاش بیوقفهی هرکدام برای ساختن هویت و زندگی خود. نیرویی که در مرد دمیده میشود و او را از هامبورگ به آن سر دنیا میکشد، توانی نامیرا در زن برای زنده ماندن تا آن لحظه که برای یکبار هم که شده جاودانه شوند در اتاقی محقر در لندن گراند هتل استانبول.
کارگردان این فیلم اصراری به زیبا بودن آدمهایش ندارد. اصرار ندارد خواستنی باشند و کامل و مرتب. حتا نمیخواهد عاشق باشند؛ فیلم که تمام می شود اما، درونات را میبینی پر شده از عشق، و چشمانی که هرگز مثل پایان عاشقانه های هالیوودی تر نشده است.
Head On تصویر یک زندگیست، تشکیل شده از پارههایی، متعلق به هزاران زندگی؛ از آن ٍآدمهایی که همه در تقابلاند میان هویت گمشده شان و آنچه که میخواهند و به سختی مییابند...
29 خرداد 1389 || نظر خوانندگان ( 0 ) || بازگشت به صفحهی اصلی
نظر خوانندگان:
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.







