زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



پرسش‌هايی از جام و جهان
محمدهادی پورابراهیم (انتلکتوئل)   [ 8 تیر 1389 ]

اين روزها تب و تاب جام جهانی به تبليغات تله‌ويزيونی هم سرايت کرده. تا جايی که داور مسابقه به جای کارت زرد يا قرمز به بازی‌کن خاطی کارت بانکی نشان می‌دهد و تبليغ زيبايی را خلق می‌کند! بر خلاف آن يکی بانک که نمی‌داند با توپ سرگردان چه بکند و آن‌قدر می‌چرخاندش تا پشت نشان بانک پنهان شود.
بی‌جا نيست که به همين مناسبت و با استفاده از اين ظرفيت موجود، به طرح چند پرسش بپردازيم ...


عنکبوت
علی عسگری (داستان فارسی)   [ 7 تیر 1389 ]

مُرد، جوان بود، بیست سال، حالا دو سه ماه این ور و آن ور... چه فرقی می‌کند؟ مرده، این مهم است، ماه پیش مقابل‌ام نشسته بود، لمیده بود روی کاناپه، ولی حالا... حالا ازت چه مانده؟ آن موقع اسم‌ات علی بود و فردا می‌شود نامی روی سنگ قبری توی ردیف بی‌پایان سنگ‌های سفید و سیاه. موقع مرگ حتماً نگاهی انداخته بودی به در و دیوار، به اتاق تاریک‌ات، به رشته‌ی چراغ‌های چشمک‌زن قرمزی که دور تا دور اتاق کشیده بودی، چراغ‌هایی که آرام آرام رنگ می‌باختند و سرت می‌چرخید و می‌چرخید و صدای نوار می‌کوبید توی سرت، اما نه، این‌ها پیش از مرگ بوده، وقتی داشت خوابت می‌برد، خوبی قرص همین است، اول می‌خواباندت و بعد در خواب بی‌زجر می‌میری. بی‌زجر؟....


نغمه‌ی ناقوس‌ها
محمد فلاح‌نیا (شعر ترجمه)   [ 5 تیر 1389 ]

(ترجمه‌ی شعری از پی‌ير پائولو پازولينی)

وقتی که صبح‌دم در آبِ چشمه‌ها تن می‌شويد، / شهرِ من ميانِ تصاويرِ ساکن ناپديد می‌شود.
آوازِ دوردستِ غوک‌ها، / نورِ ماه و گريه‌یِ غمگينِ جيرجيرک‌ها را / به ياد دارم ...


خانواده‌ی بی‌سفره، سفره‌ی بی‌خانواده
صالح تسبیحی (زندگی)   [ 4 تیر 1389 ]

سفره حريم بود. مرکز بود. ميانه‌ی ميدان بود. وقت و لحظه‌يی می‌بود و احيانا هست که خانواده را دور هم جمع می‌کند و يک کار دسته‌جمعی انجام می‌دهند.
حريم سفره به پر و پيمان بودن آن است. سفره‌ی ايرانی بايد رنگارنگ باشد. لذيذ بودن هدف اصلی غذاهای ايرانی نيست. غذای ايرانی نخست زيباست، بعد لذيذ است. زعفران روی پلو را ببين ...


گناه ازلیِ انسانِ ایرانی
ایثار ابومحبوب (نمایش)   [ 2 تیر 1389 ]

این اولین بار نیست که تالار مولوی بسته می‌‌شود. در یکی از سال‌های دور این سالن به خاطر اجرای کاری از علیرضا نادری مورد حمله‌ی گروه‌های فشار قرار گرفت. آنها سالن را فتح کردند، تئاتریان را از آن بیرون راندند و در صحنه‌ی آن نماز خواندند تا به زعم خود صحنه را از نجاست تئاتریان و کارهایشان پاک و تطهیر کنند.


نوستالژی اخلاق و ايمان؛ آیا اميد مرده است؟
حسین سلطانی (انتلکتوئل)   [ 1 تیر 1389 ]

قبل از نيچه، در شرق و غرب، متفکران بسياری از زبان ادبيات و استعاره و تمثيل برای بيان فلسفه استفاده کرده‌اند. زبان‌های ايشان گوناگون بوده است. گاهی با زبان ساده و تمثيل‌های ساده سخن گفته‌اند و گاه با زبان مصنوع و پيچيده. داريوش آشوری اين را می‌داند و حدس ما اين است که برداشت ايشان از عنوان انديشه‌مند بزرگ متفاوت است و گوته و دانته و پاسکال و حافظ و مولانا و ابن عربی در آن نمی‌گنجند ...


عشق‌ات وجودم را چون فرا گيرد
رضا انصاری‌راد (شعر ترجمه)   [ 30 خرداد 1389 ]

(دو شعر از نزار قبانی)

عشق‌ات وجودم را چون فرا گيرد / رنگارنگ ابری خواهم شد
و چون باران سبزی، زردی قرمز / به سان باران رنگارنگی فرو خواهم باريد
و تن‌ام بوستانی خواهد شد / ميوه‌هايش انگور، انجیر، ريحان و ليمو
عشق‌ات وجودم را چون فرا گيرد / هلالی نيمه خواهم شد ...


آهنگ مرگ
صادق تسبیحی (صدا)   [ 28 خرداد 1389 ]

می‌خواهیم ببینیم چگونه یک وهم بر آهنگ‌ساز فرمان‌ می‌راند:
در سال 1791 شخصی ناشناس به موتزارت سفارش یك "ركوئیم" می‌دهد و برای آن دستمزد بالایی پیشنهاد می‌كند.


سه، مرده بودند و یکی جان نداشت
برزخ‌نشینان (ادبیات کهن)   [ 27 خرداد 1389 ]

درخت‌ سنجدی از پاشنه‌ی پای او بیرون آمد. بر سر آن درخت زرد آلو رفتیم. خربزه کاشته بودند. به فلاخن آب می‌دادند. از آن درخت، بادنجان فرود آوردیم و قلیه زردکی ساختیم و به اهل دنیا گذاشتیم.


در انتظار شکوفه‌های ليمو
شهاب مباشری (نقد ادبی)   [ 26 خرداد 1389 ]

(مروری بر شعرهای مسيح اسماعيلی)

من منتقد شعرم؟ من شاعرم؟ اين نوشته نقد شعر يا شاعر است؟
پاسخ اين سؤال‌ها هر چه باشد اهميتی ندارد. هر چه که باشد اين نوشته دارد زاييده می‌شود و می‌خواهد در باره‌ی شعر و شاعر حرف بزند. پس بدون تأمل در باره‌ی اين زمينه‌سنجی‌ها و دست‌کم به مصداق ديدن نان گندم دست ديگران، کمی بحث خواهم کرد ...


به خاطر روزهای نيامده صبر کن
پژمان طرفه‌نژاد (شعر فارسی)   [ 24 خرداد 1389 ]

(سه شعر کوتاه در ادامه‌ی يک‌ديگر)

به خاطر روزهای نيامده صبر کن! / سهم ما جايی که نبايد می‌رسد
فرياد ناتوانی‌ام / دل‌تنگ نداشته‌های آرزو / تنهايم بگذار تا فريادی نه سطری
تنهايم بگذار تا اشکی نه لبخندی در سکوت را به هيچ مهمان کنم ...


عروس مثله شده
فروه فاموری (سفرنامه)   [ 23 خرداد 1389 ]

لبنان‌،‌‌‌ ‌کشوری که نام‌اش در ذهن ما‌،‌ بیش از آن‌که به عروس ِ زیبای خاورمیانه شناخته شود‌،‌ با جنگ همراه است و همین کافی‌ست تا ایرانیان ِ علاقه‌مند به سفر را از رفتن به آن منصرف کند‌.‌ اما هر کس که لبنان را دیده و چند روزی را در آنجا به گشت و گذار گذرانده می‌فهمد عروس ِ خاورمیانه را از چه رو به این کشور نسبت داده‌اند.‌


سفرِ گم شدن
احمد زاهدی (داستان فارسی)   [ 22 خرداد 1389 ]

فنجان را که برگرداندم، آن‌قدر کثیف بود که مطمئن شدم راست می‌گوید. تلویزیون کافه اخبار آشنای سیل را پخش می‌کرد. چند میز آن‌طرف‌تر دختری تنها نشسته بود و دست‌هایش را دور فنجان بسته بود. جایی را نگاه نمی‌کرد و نمی‌دید نگاه‌اش می‌کنم. دیدنی نبود، اما فکر می‌کردم آیا چهره‌ی آن دختری که فقط دست‌هایش را از پشت دوربین می‌دیدم هم این چنین بوده؟ دخترک را تنها رها کردم و بی خداحافظی بیرون آمدم. بیرون سرد بود. زمستان است. ده دقیقه به نیمه‌شب مانده بود؛ راننده‌های راهی بی مسافر، حشیش می‌کشیدند و بوی خوش آن تمام هوای اطراف میدان را پر کرده بود. بی‌اختیار شروع کردم به فحش دادن؛ آرام آرام و بعد بلند، بلندتر. صبح بود که بیست جنازه‌ی کبود و سیاه را که تازه از آب گرفته بودند دیدم...


جنگ‌ها هيچ وقت تمام نمی‌شوند
محمدهادی پورابراهیم (نقد ادبی)   [ 20 خرداد 1389 ]

«و حالا عصر است» مجموعه‌يی‌ست دوازده داستانی از نويسنده‌يی به نام طيبه گوهری و اما نقد که امروزه عليه خودش هم قيام می‌‌کند و می‌کوشد تا با گذر از مطلق‌گرايی پا به عرصه‌ی کثرت‌انديشی بگذارد و اين که چه‌گونه می‌شود هم کثرت‌انديش بود هم هنگام نوشتن و استفاده از دستگاه گفتار از يک جايی جانب‌داری کرد تا گزاره‌ها حول آن‌جا بگردند و در محور کلام هم‌نشين شوند و متنی را بيافرينند، خود سؤالی‌ست که هنوز برای آن جوابی پيدا نشده‌ است ...


رودخانه، صدا، حرکت
مجید کوهکن (شعر فارسی)   [ 17 خرداد 1389 ]

(شعری در سه بند از مجید کوهکن با ترجمه‌ی به انگليسی با قلم رضا پرهيزگار)

رودخانه‌يی که صدا ندارد / خانه‌يی‌ست که رود ندارد
اگر سال‌ها از يک خيابان به خانه می‌روی / از خيابان به خانه نرو/ از خيابان برو
خانه‌یِ نو ...

... River, Sound, Motion


آخر الزمان
شیرین دانشمیر (تصویر)   [ 17 خرداد 1389 ]

«اد نردروم» هنرمند سوئدی- نروژی در سال 1944 در سوئد متولد شد. او نقاشی معتبر در عرصه‌ی جهانی‌ست‌. هر چند که علارغم پرکار بودنش و ‌چاپ چندین جلد کتاب از مجموعه‌ی آثارش به دلیل شیوه‌ی خاص نگاه و سبک و سیاق زندگی‌اش‌، چندان علاقه‌ای به عرضه‌ی آثارش در سطح عمومی و به شیوه‌ی نمایشگاهی ندارد. او نقاشی نیست که در رابطه با آثارش به‌صورت درست و مؤثر تبلیغ و به شکلی عام شناخته شده باشد.


داستانی بدون عنوان از امیرحسین بهبهانی‌نیا
امیرحسین بهبهانی‌نیا (داستان فارسی)   [ 16 خرداد 1389 ]

در چوبی را با شدت به هم نزد - نزد آن گونه که خیال می‌کردم! - تنها صدای جیرجیر لولای در، کش‌دارتر از حدِ تصورم بر زمان کشیده شد! و خط انداخت. در که به چهارچوب خورد، پرده‌ها کنار رفتند! حجمِ هوای اتاق تعادل‌اش را از دست داده بود و دو لای پنجره از هم گریخته، بازی بازی می‌کردند.
پرده پاره شد.
صدای پایش را - که همیشه هُرمِ خالیِ سکوتِ راه‌پله را مقطع می‌کرد - نمی‌شنیدم...


ققنوس، مرغِ خوش‌خوان، آوازه‌ی جهان
سیدفرشید سادات‌شریفی (نقد ادبی)   [ 14 خرداد 1389 ]

(چند نکته در بابِ هفت نمود از «به‌گزينیِ واژگانی» در شعرِ «ققنوس» نيما يوشيج)

اين نوشته می‌کوشد با پيش چِشم داشتنِ متنِ يکی از نام‌آشناترين سروده‌های «نيمايی» نيمایِ بزرگ، نکاتی را در باره‌ی برخی از نمودهای «به‌گزينیِ واژگانیِ» در اين اثر عرضه کند: نکاتی که با پيش کشيدنِ پاره‌يی چون و چراها، فرا چشم آمده‌اند؛ اما ...


سخت‌ترین چیز تنها ماندن است
سعید نوری (سینما)   [ 11 خرداد 1389 ]

... دو هفته از فیلم‌برداری گذشته بود که دنیس از راه رسید. از فیلم‌برداری "اینک آخرالزمان" کاپولا می‌آمد با پنج دوربین عکاسی دور گردن‌اش، چون هنوز لباس‌های همان شخصیت را به تن داشت. به طرز دیوانه‌واری معتاد به مخدر شده بود با پارگی‌های بی‌شماری بر شلوارش. انگار که در فیلیپین کسی از او مراقبت نکرده بود. مثل جنازه‌ای بود که راه می‌رفت. دو سه روز بعد از آن لباس‌هایش را عوض کردیم و لباس‌های ساده‌تری به او پوشاندیم و او را برای صحنه آماده کردیم و من خودم را برای فاجعه آماده می‌کردم، چون او هنوز چیزی درباره‌ی ‌ فیلم‌نامه نمی‌دانست...




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.