پيشينهی « علوم انسانی » در برزخ:
![]() |
شعريت هايدگری - بخش نخست ابوذر کردی (12 آبان 1389) هايدگر هنر را در سرآغاز میديد با لفظ آلمانی Ursprung که از «آرخه»ی يونانی خيز میگيرد و از عتيق تا جديد میخوانيماش: «در آغاز کلمه بود.» آرخه همين نام است، آرخه آغازيدن است و هنرمند سرآغاز کار و کار سرآغاز هنرمند و نه بسا که کار هم همان کلمه است، اين کار چه تابلويی از ونسان ونگوک باشد، چه چکامههايی از هولدرلين، يا چه پيکرههايی از ميکل آنژ و ممکن است کوارتتهايی از بتهوون ... و اين کار نمیتواند شیئيت شغل و صفت صنف باشد. اينجاست که افلاتون از آرمانشهر هايدگر رانده میشود ... |
![]() |
بهشت، جاودانگی و زيبايی پویا کرمبخش (1 مهر 1389) (مصاحبهيی با ماکس هورکهايمر پس از مرگ تئودور و. آدورنو) ... در ۱۹۳۸ آدورنو دوباره همکار هورکهايمر شد. آنها در ۱۹۴۹ با هم به فرانکفورت بازگشتند، مؤسسهی تحقيقات اجتماعی را رهبری کردند، و نظريهی اجتماعی انتقادی مکتب فرانکفورت را بنا نهادند. چنانکه خودشان اظهار کردهاند، شيفتهی يکديگر بودند. هورکهايمر بر اساس «نبوغ» دوستاش، و آدورنو به دليل «بينش دقيق، کلی و نظاممند» هورکهايمر از علوم انسانی، «با احترام به شادی هر فرد» به هم پيوند خوردند. |
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









