اين روزها تب و تاب جام جهانی به تبليغات تلهويزيونی هم سرايت کرده. تا جايی که داور مسابقه به جای کارت زرد يا قرمز به بازیکن خاطی کارت بانکی نشان میدهد و تبليغ زيبايی را خلق میکند! بر خلاف آن يکی بانک که نمیداند با توپ سرگردان چه بکند و آنقدر میچرخاندش تا پشت نشان بانک پنهان شود.
بیجا نيست که به همين مناسبت و با استفاده از اين ظرفيت موجود، به طرح چند پرسش بپردازيم. به پندار اين نگارنده پرسشگری میتواند با ايجاد ساختاری منسجم و مستقل به يک فرم بدل شود تا جايی که رقيبی باشد برای ديگر فرمهای رايج. و اما پرسشهايی از جام و جهان:
۱- آيا اين جام جهانیست؟
۲- آيا اين جام، جهاننماست يا جهانبينی؟
۳- تيم ملی يك كشور چه سهمی يا كسری از مليت آن كشور است و مناسبات آن دو چهگونه است؟
۴- آيا خاور ميانه جزئی از جهان است؟
۵- اگر خاور ميانه جزئی از جهان است، چه مناسباتی با جهان دارد؟
۷- كشورهای با جمعيت اكثرا مسلمان كجای جهان هستند؟
۸- آيا ورزش در كشورهای مسلماننشين جايگاهی دارد؟
۹- تيمهايی مثل ايران يا عربستان يا هر كشور مسلمان ديگری چه مناسباتی با تيمهای ديگر، مثلا آرژانتين يا هلند دارند؟
۱۰- آيا مادهی تفكر و نوعيت نگرش انسانها ارتباطی با ميزان تحرك و توليد تكنيك و استيلهای فردی - جمعی دارد؟
۱۱- مشخصههای جهانی شدن كدام است؟
۱۲- آيا كشورهای مسلماننشين میتوانند ادعای جهانی شدن کنند؟
۱۳- آيا برپايی دو يا سه چادر تبليغاتی در كنار استاديومهای آفريقايی میتواند نشانهيی باشد برای حضور در جام جهانی؟
۱۴- آيا حضور در اتفاقهای جهانی میتواند جزئی از ادعای جهانی شدن باشد؟
۱۵- آيا اثبات قابليتها محدود و محصور میشوند به گسترهی ادوات و ادبيات نظامی؟
۱۶- آيا پرسشگری میتواند ادعای روشنفكری داشته باشد؟
پانويس برزخ: معلوم نيست بر سر ششمين پرسش نگارنده چه آمده است!