برزخ: پایگاه ادبیات، هنر و اندیشه ـ نسخه‌ی قابل چاپ
www.barzakhmag.com
----------------------------------------------


نقشه‌خوانی در تاريکی و يک روز شبيه انسان بوديم
دو شعر

رضا مرتضوی
youbleedismile [@] gmail [.] com
http://termination.blogfa.com


نقشه‌خوانی در تاريکی

دست‌هايی هستند
که کيلومترها پوست را
پيموده‌اند
و بدن‌هايی که اگر به قتل برسند
به سختی می‌توان قاتلی برای‌شان پيدا کرد
که اثر انگشت صدها انسان
بر جای جای‌شان باقی‌ست
پوست تو
نقشه‌يی بدون جاده است
که دست‌ها را در خود گم می‌کند
نه دستی نه اثر انگشتی
و اين يعنی يک جنايت حرفه‌يی




يک روز شبيه انسان بوديم

ديروز که جسد اين دختر را از آب می‌گرفتيم
کسی گريه نمی‌کرد
معمولا ديدن اين جور صحنه‌ها
آدم را شوکه می‌کند
ما را نه
ما غواص‌ايم نه آدم