|
شعر چيست و بعد از پنجاه سال |
رضا انصاریراد
آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
دو شعر از «نزار قبانی»
شعر چيست؟
نمیدانم از شعر چه میخواهم اما خوب میدانم
لحظهيی خود را
سرگرم نازکانديشیهای شاعرانه نکردهام.
و هرگز جامهی گزمهيی فضول را
بر تن نکردهام
هرگز نخواستهام گزمهيی سمج
و خبرچينی فضول باشم که
حتا میخواهد به ژرفای نگاه مردم
سرک بکشد.
هيچ گاه از شکوفهها بازجویی نکرده
و اسرارشان را بر ملا نخواهم ساخت.
در جستوجوی تاريخچهی سينهبند زنان
خود را فرسوده نخواهم ساخت.
و يا مانند همهی شما
هرگز گستاخانه با صدای بلند خود
آرامش و هيجان موسيقی
پراکنده در فضا را
از هم نخواهم دريد
تا پرسيده باشم:
او کيست؟
نمیدانم
نمیدانم در ژرفنای وجودم چه میگذرد؟
اما خوب میدانم بسيار خرسندم
که ايستا و متروک نيستم
که هر لحظه از جنونی به جنونی
و باز از آن جنون
به جنونی ديگر سفر ميکنم
بعد از پنجاه سال
مسافری را میمانم
که جادههای پشتکرده به شهر را میجويم
تا با گام نهادن بر آنها
تمام لذت شهری را پشت سر خود جا بگذارم
سخنوری دیگر رسم من نيست
و مشتاقانه به دنبال گشودن زبان سکوتام
و دوستتر دارم که در آسمان انتقال مفاهيم
کبوتر علائم را به پرواز در آورم
و الفاظ را در قفس پر ببندم
در اين هنگام سرزمينام را
در ميان شعلههای آتش میبينم
و تمامی اوزان شعری
و همهی شعرها و نثرها را سوخته میبينم
بهترين ترانهها خاکسترنشين شده
و تو نيز ديگر تو نيستی
بلکه چونان نخل سر به فلک کشیدهای
در ميانهی اين شور سوختن کاکل به آسمان میسايی
من نيز فارغ از همه
لبخوانی تو را برای آغاز پنجاه سالگی برگزيدهام
و تمامی سطرهای کتاب کودکیام
و تمامی پاراگرافهای خاطراتام را
بر لبانات میخوانم
7 خرداد 1389
||
(شعر ترجمه)
||
نظر خوانندگان ( 0 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.








