زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



آلبوم، آکواريوم، پيچک و کوچه‌ی پشتی

مجید کوهکن
آثار ديگری از اين نويسنده


(چهار شعر از مجید کوهکن با ترجمه‌ی آن‌ها به انگليسی با قلم رضا پرهيزگار)
----------------------------------------------------------------------------------------------

آلبوم
هميشه صفحه‌ی اول اين آلبوم خالی بوده است
جای عکس دختری
با پاهای بهار
پيش‌ترها از ترس مادرم
اکنون، همسرم.

Album
The first page of this album has always been blank
Lacking in the picture of a girl
With feet of spring
Once, for fear of my mother
Now, my wife

آکواريوم
بايد برای ماه
آسمان تازه‌يی بخرم
برای ماهی‌ها
آکواريوم تازه‌تری
و برایِ خودم
يک جفت چشم ژاپنی
و يک دل سنگاپوری.

Aquarium
I must buy the moon
A new sky
The fish a newer aquarium
And for myself
I must buy a pair of Japanese eyes
And a Singaporean heart

پيچک
بيدار که شدم
دست‌هايم؛ شاخه
انگشت‌هايم؛ جوانه

بلند که شدم
پيچک‌ها دور پايم

راه که افتادم
پرنده از شانه‌ام پريد

اول شک کردم
اما تبر را که دست تو ديدم
باورم شد درخت شده‌ام.

The Bind-weed
When I woke up
My hands; branches
My fingers; sprouts

When I got up
The bind-weeds round my legs

When I began to walk
The bird took wing off my shoulder

I was in doubt first
But
When I saw the ax in your hands
I believed I had turned into a tree

کوچه‌یِ پشتی
من کوچه‌یِ پشتی ام
عادت دارم به کودکان کيف به کول
خسته از معلم و مشق
و کارمندی که بايد سيگارش را
در من دود کند
هر صبح
دهان‌ام را مسواک می‌زند
رفتگر
قراری اگر بگذاري
من می‌توانم ساکت باشم
قدمی اگر بگذاری
می‌بينی چه پنجره‌هايی که به سمت من باز شده‌اند
من کوچه‌یِ پشتی ام
فقط خواستم گفته باشم

The Back Alley
I am the back alley
Used to kids with shoulder-bags
Bored with teacher and homework
And the employee who must smoke his cigarette
In me
The sweeper brushes my teeth
Every morning
If you fix a date
I can keep silent
If you step in
You'll see what windows open into me
I am the back alley
And that, just to have said

(رضا پرهیزگار استاد باسابقه‌ی زبان و زبان‌شناسی دانشگاه شيراز است.)

نسخه‌ی قابل چاپ   10 خرداد 1389    ||    (شعر فارسی)    ||    نظر خوانندگان ( 6 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


  • «roya»  در تاریخ 11 خرداد 1389، ساعت 12:06:

    It was really nice!!!!! I like it alot.

    Thanks and best regards,
    Roya Rahimdoust


  • «amir amiri»  در تاریخ 13 خرداد 1389، ساعت 00:58:

    baa dorood va sepaas/besyaar zibaa

    جاری باشید
    /


  • «رضا پرهیزگار»  در تاریخ 24 خرداد 1389، ساعت 11:19:

    please change "widow" to"window" in the poem


  • «shahab [@] gmail [.] com»  در تاریخ 26 خرداد 1389، ساعت 13:22:

    ممنون از تذکر به‌جای شما! تصحيح لازم انجام شد.


  • «م.قیری»  در تاریخ 22 تیر 1389، ساعت 02:15:

    نهفته در کوچه پشتی هزار حرف که یخ ذهن مالوف شعری مان را در هم شکست. شعرهایی به شدت شعر . بسیار عالی.


  • «Mermaid!»  در تاریخ 18 شهریور 1389، ساعت 02:29:

    سلام از بنده
    هر جا هر مكان هر لحظه ، بهترينها رو ميشه ديد...
    مثل حالا.

    بهترينها رو براتون آرزو دارم.

















* لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)



(نظردهی در برزخ آدابی دارد که رعایت نکردن آن‌ها به حذف نظر می‌انجامد. این آداب را در «این صفحه» بخوانید.)




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.