زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



به خاطر روزهای نيامده صبر کن

پژمان طرفه‌نژاد
pezh_to [@] yahoo [.] com
آثار ديگری از اين نويسنده


۱
به خاطر روزهای نيامده صبر کن!
سهم ما جايی که نبايد می‌رسد
فرياد ناتوانی‌ام
دل‌تنگ نداشته‌های آرزو
تنهايم بگذار تا فريادی نه سطری
تنهايم بگذار تا اشکی نه لبخندی در سکوت را به هيچ مهمان کنم
دل‌خوشی‌ام اين که نباشد ...
کجاست؟

۲
يک لحظه،
تنها يک لحظه صبر کن اين آخرين بار را!
هنوز لبخندت جاری زندگی‌ست
دستان‌ات که سختی روزهای رفته بر آن لمس لحظه‌هايم نبود
گرم و سبز
از تمامی کوچه‌های بن‌بست به پرواز همه‌ی پرندگان آزاد مهاجر نقب می‌زنند.

چشمان‌ات را نمی‌بندم
مرا نگاه کن!
در آغوش‌ام بيارام ....

۳
هوا که نباشد هرچه کوچک‌تر باشی راحت‌تری
در اين بی‌نفسی قد می‌‌کشيم آفتاب را.

آن که بی‌غرض به شعرهايم گوش کند
به خانه‌اش دعوت‌ام کند؟
در کجای جهان بی‌وحشت فردا، بی‌‌خيالی، بی‌هيچ هيچی می‌توان از آن‌چه نيامده تا بيايد صبح
نوشت،
گفت،
خنديد.

نسخه‌ی قابل چاپ   24 خرداد 1389    ||    (شعر فارسی)    ||    نظر خوانندگان ( 7 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


  • «كسي در همين حوالي»  در تاریخ 24 خرداد 1389، ساعت 19:58:

    صميمانه بود. اما برخي لغت ها به خوبي جاي خودشون نبودن. مثلا دل تنگ نداشته هاي آرزو زياد شاعرانه و زيبا نيست. چرا نگيم دلتنگ آرزوهاي نداشته؟مثلا در جمله چشمانت را نمي بندم شاعر مي تونه جمله دوم را به خواننده واگذار كنه.
    چشمانت را نمي بندم
    در آغوشم بيارام
    اون علامت سوال به خانه اش دعوتم كند واسه چيه؟
    كلن شعر نياز به بازنگري و حذف واژگان داره
    با آرزوي موفقيت


  • «صالح تسبیحی»  در تاریخ 26 خرداد 1389، ساعت 15:19:

    مضمون و نگاه شاعرانه است و این اصل است و اصول است اما کافی نیست. شاعر در زبان دچار سکته و مشکلات است. یعنی مضامین عمیق و شاعرانه و وجهه ای خاص که به جهان می نگرید ، در لب رسیدن ب زبان مثله می شود. منظورم وفاداری مطلق ب شعر آهنگین نیمایی نیست. اما موسیقی کلی ، ریتم واژه ها مفقودند اینجا.ضمن آنکه مرز هاش با نثر زیاد روشن نیستند. گاه می شود با جا به جایی یک واژه کن فیکون کرد.


  • «هیچکس»  در تاریخ 26 خرداد 1389، ساعت 16:07:

    به نظر من خوب بود اما چند نکته:
    1- راجع به نداشته های آرزو با اینکه اضافه مغلوب است اما الزاما با آرزوهای نداشته مترادف نیست و مفهومی دیگر را به ذهن متبادر میکند با اینکه تاکیدیست بر نداشتن این به هم ریخته گی
    2- در مورد" ؟ " فکر میکنم کجاست به قرینه معنوی حذف شدهو خوب وقتی اینو خواننده حدس نمی زنه از حذف چیزه دیگر .......
    3- به نظر من مضامین به واسطه کثرت تکرار در تاریخ شاعرانه نیستند بلکه نگاه و بیان میتواند شاعرانه باشد
    4- ریتم واژگان و موسیقی کلی هم از ان مقوله های است که وقتی چیزی به دل نمی نشیند عام اش می کنیم
    5- در مورد مرز نثر و شعر هم باید بگویم که به شعر بسیار نزدیکتر است به هم ریختگی نحوی حنجار گریزی معنایی تصویر سازی و اندیشه آثار مبین این است اما تخیل کمی ضعیف است که به نظر من موارد دیگر آن را پوشش داده
    6- به عنوان پیشنهاد اگر صفحه ای باشد که مبسوط صحبت کنیم سپاسگزار می شوم چون شعر و نقدش مبحثی تخصصی است که سطحی نگری از آفات این روزهای آن است


  • «arsam»  در تاریخ 26 خرداد 1389، ساعت 16:23:

    بسار زیبا بود مخصوصا کار اول در مورد نظر دوستان با آقا یا خانم هیچکس موافقم در دو نظر اول ابراز سلیقه است تا امری منطقی در مورد نقد و نقادی اگر توضیحی باشد بهتر میشود چون بعضی مطالب بدون پشتوانه علمی و عملی جز تخریب هیچ ندارد
    با سپاس


  • «amir amiri»  در تاریخ 28 خرداد 1389، ساعت 12:09:

    هوا که نباشد هرچه کوچک‌تر باشی راحت‌تری
    در اين بی‌نفسی قد می‌‌کشيم آفتاب را.
    baa dorood/ zibaast
    JAARI BAASHID


  • «شیوا فرزین»  در تاریخ 1 تیر 1389، ساعت 23:11:

    لذت بردم فراوان


  • « احمد امیری»  در تاریخ 4 تیر 1389، ساعت 02:34:

    به خاطر روزهای نيامده صبر کن!
    سهم ما جايی که نبايد می‌رسد
    بسیار زیبا و عالی ، سهل و ممتنع ، دل نشین و صمیمی

    پایدار باشید

















* لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)



(نظردهی در برزخ آدابی دارد که رعایت نکردن آن‌ها به حذف نظر می‌انجامد. این آداب را در «این صفحه» بخوانید.)




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.