|
عکسها دروغ نمیگويند: بوسه بر پايان جنگ |
پردیس پرتو و فرنوش فارمر
آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
ظهور عکاسی در نيمهی قرن نوزدهم و به طبع آن، ميل به روايت سرگذشت جنگها، نقش پررنگی در خوانش ملل از «جنگ» ايفا کرد. جنگها ساختار زندگی روزمره را متحول میکردند و بر روند عکاسی جنگ تأثير میگذاشتند. واقعيت هولناک عکاسی جنگ، به خودی خود، مبدل به سلاحی در برابر معنای جنگ شده است. سوژههای تکاندهندهی جنگ، خوراک داغ دوربينها را فراهم میکرد: در ميدان جنگ از خرابیها تا ويرانههای انسانی و بدنهای بیجان، و بيرون از آن، از پرترههای افسران و سربازان تا بوسههايی غريب. عکسهای زيادی هم در اين راه تاريخی شدند، مانند «خرمن مرگ» اثر تيموتی اُ ساليوان (تصوير شمارهی ۱)، و «برافراشتن پرچم بر فراز ايووجيما» اثر جو روزنتال (تصوير شمارهی ۲).
تصوير شمارهی ۱

تصوير شمارهی ۲

عکس سربازان و تصاوير روحيهدهنده برای آنها، دائماً روی جلد و درون مجلههای پرطرفداری چون سيگنالِ نازیها و پيکچر پست و لايف چاپ میشد. از معروفترين عکسهای آمريکايی از زمان جنگ جهانی دوم، عکسیست که در ۱۴ آگوست ۱۹۴۵ هنگام اعلام محاصرهی ژاپن و پيروزی، توسط آلفرد آيزنستاد گرفته شد. اين عکس تصويرگر ملوانی آمريکايیست که پرستاری را در آغوش گرفته و میبوسد. يک هفته بعد، از بين هزاران عکسی که در گوشه و کنار کشور به مناسبت روز اتمام جنگ جهانی دوم گرفته شده بود، در يک ويژهنامهی دوازده صفحهيی به نام «پيروزی» در مجلهی لايف به چاپ رسيد. سه عکس ديگر از بوسههای پايان جنگ از واشنگتن، کانزاس و ميامی نيز در دو صفحهی مقابل هم در اين ويژهنامه به چاپ رسيد، اما عکسی که توسط آيزنستاد گرفته شده، در يک صفحهی کامل چاپ شد (تصوير شماره ۳).
تصوير شمارهی ۳

«بوسيدن» از ژستهای مورد علاقهی عکاسان در جنگها بوده است، اما تفاوت اين عکس با ساير عکسهايی با اين موضوع خاص در اين است که آيزنستاد يک حادثهی اتفاقی را که در ميدان تايمز، به نشانهی پايان جنگ به وقوع پيوسته، به ثبت رسانده است. اين عکس به نامهای متعددی شناخته شده است، مانند «روز پيروزی در ميدان تايمز» (V-J day in Times square) و «روز پيروزی» (V-day).
آيزنستاد يکی از چهار عکاس مجلهی لايف در منتهتن بود. «روز پيروزی در ميدان تايمز» او تبديل به عکسی شمايلگونه از پايان جنگ جهانی دوم شده است. او پيش از اين عکسهای بحثبرانگيز زيادی منتشر کرده بود. از جملهی اين عکسها، «خداحافظی سرباز» (Soldier's Farewell) بود که در آوريل ۱۹۴۳ روی جلد مجلهی لايف چاپ شد. آيزنستاد را پدر فتوژورناليزم میخوانند (تصوير شمارهی ۴). او در بارهی عکس معروف ميدان تايمز میگويد: «در روز پيروزی، در ميدان تايمز، من ملوانی را ديدم که در خيابان میدويد و هر جنس لطيفی را که به چنگ میآورد، میبوسيد. حتا اگر اين فرد پيرزن، لاغراندام، درشتهيکل، جوان يا ... بود، برایاش فرقی نداشت. من هم پشت سر او با دوربينام میدويدم و هر از گاهی پشت سرم را نگاه میکردم، ولی هيچ يک از مناظر موجود برایام جذاب نبود، تا اين که برای لحظهيی، به طور کاملاً ناگهانی، جسمی سفيد رنگ ديدم که توسط ملوان به آغوش کشيده و بوسيده شد، و من اين لحظه ناب را ثبت کردم. اگر اين پرستار لباسی سياه بر تن داشت، من هرگز اين عکس را نمیگرفتم، حتا اگر ملوان هم يونيفرم سفيد رنگ پوشيده بود، باز هم اين عکس گرفته نمیشد. چهار عکس از اين صحنه گرفتم که تنها يکی مناسب بود. در ساير عکسهايی که گرفتم نکتهيی که تأکيد بر آن بود، نکتهيی انحرافی بود و تنها اين عکس تمام جزئيات لازم را داشت. مردم به من میگويند زمانی که در بهشت هم باشم، آنها اين عکس را به خاطر خواهند داشت.»
تصوير شمارهی ۴

عکس به سرعت و به صورت اتفاقی گرفته شده، در نتيجه عکاس قادر نبوده اسم و مشخصات زن و مردی را که در اين عکس مشغول بوسيدن يکديگرند جويا شود. از سوی ديگر، چون صورت اين زن و مرد مشخص نيست، يازده مرد و سه زن مدعی شدهاند که سوژههای اين عکس جنجالی بودهاند.
اديت شـِـين در اواخر دههی هفتاد ادعا کرد که پرستاریست که در اين عکس بوسيده میشود. در سال ۱۹۴۵، او در بيمارستانی به عنوان پرستار در نيويورک کار میکرده که ناگهان به همراه دوستاش از راديو میشنوند که جنگ به پايان رسيده است. آنها به همراه ساير مردم به خيابان میريزند تا در جشن و شادمانی ديگران شريک شوند. ناگهان ملوانی او را در آغوش گرفته و میبوسد. در آن لحظه او احساس کرده که بايد به اين ملوان اجازهی اين کار را بدهد، چراکه افرادی مثل اين ملوان برای آزادی او جنگيدهاند. او در بيست ژوئن ۲۰۱۰ از دنيا رفت.
جُرج مِندُنکا از کسانیست که ادعا کردهاند همان ملواناند. ادعای او بر اساس جای خالکوبیيیست که در اين عکس وجود دارد. بر اساس تحليلها و بررسیهای مختلفی که روی اين عکس توسط اساتيد عکاسی صورت گرفته، احتمال اين که او همان ملوان باشد، بيشتر از ساير مدعيان است. او جريان را اين چنين تعريف کرده است که به همراه دختری که در آينده به همسریاش درمیآيد، مشغول ديدن فيلم بوده که درها ناگهان باز میشود و مردم با خوشحالی شروع به فرياد زدن و پايان جنگ را اعلام میکنند، جرج و ريتا به همراه ديگران به خيابان میريزند و جرج به طور ناگهانی پرستاری را که از همان خيابان میگذشته در آغوش میگيرد و میبوسد. حتا او ادعا میکند که ريتا در يکی از آن چهار عکس گرفته شده، حضور دارد.
عکاس خبری ديگری به نام ويکتور يارگانسن نيز اين عکس را از زاويهی ديگری گرفته که در نيويورک تايمز، روز بعد از گرفته شدن عکس، به چاپ رسيد. نامی که بر اين عکس گذاشته شده، «بوسهی خداحافظی جنگ» (Kissing the war goodbye) است. عکسی که توسط يارگانسن گرفته شده، تنها بخش کوچکی از ميدان تايمز را نمايش میدهد، زمينهی عکس تيره و عاری از جزئيات کافیست (تصوير شمارهی ۵).
تصوير شمارهی ۵

مايکل کيمـِـلمـَـن، منتقد هنری، در سال ۱۹۹۷ بيان کرد: «معروفترين عکسی که آلفرد آيزنستاد گرفته، «روز پيروزی در ميدان تايمز» است که ترکيبی از تمامی عناصر مناسب عکس را در آن زمان داراست: سربازی که از جنگ بازگشته، زنی که به او خوشآمد میگويد، ميدان تايمز ...» قرينگی کلاسيک، کنتراست هوشمندانهی نور و سايه، تعادل بصری، مردم خوشحال از پيروزی در خيابانی پرتردد و نمای ميدان تايمز، اين عکس را مبدل به قابی زيبا کرده که فرمهای نمادين بسياری را تداعی میکند: سستی رمانتيک آيينی در يک باله، يا رقص دو نفره و يا حتا يک فيلم هاليوودی.
زوج درون عکس، هردو يونيفرم خدماتی به تن دارند، جوان، سالم و پر از زندگیاند. چهرهی هيچکدام از دو سوژه، نه ملوان نه پرستار، قابل تشخيص نيست. در واقع، اين عکس به تصوير کشيدن يک صميميت شخصی در فضايی عمومیست. عکس آيزنستاد نه تنها به مثابهی پايانی خوش بر جنگ قلمداد شده، بلکه نشانیست از ميل آمريکايیها به پشت سر گذاشتن خاطرات بد. اين عکس تداعیگر جنبهيی روانشناختیست: «ديدن» پايانی «خوش» بر يک جنگ و تمام جدايیهايی که سبب شده.
عکس معروف ديگری از اين ژست توسط روبرت دوئِــِـنو به نام «بوسه در هتل دو ويه» (The kiss by the Hotel de Ville) در سال ۱۹۵۰ در پاريس گرفته شده که يکی از رمانتيکترين عکسهای به ثبت رسيده در اين سبک است (تصوير شمارهی ۶).
تصوير شمارهی ۶

معروفترين رونگاری از اين عکس، مربوط به طرحیست از بيل بليت که هفده ژوئن ۱۹۹۶ روی جلد نيويورکر به چاپ رسيد. در اين نسخه، بليت تصويری از دو مرد در لباسهای ملوانی سياه و سفيد را به جای پرستار و ملوان تصوير کرده است. اين تصوير و چالشها در بارهی سياستهای همجنسگرايی پشت آن، نقدهای زيادی را به دنبال داشت (تصوير شمارهی ۷).
تصوير شمارهی ۷

اولين سالروز پيروزی در سال ۲۰۰۴ در ميدان تايمز برگزار شد. سال بعد نيز اين جشن با يک مجسمهی غولپيکر و حضور اديت شين برگزار شد (تصويرهای شمارهی ۸ و ۹، در تصوير ۹ اديت شين در کنار مجسمهی بوسهی پيروزی ديده میشود). همان سال، جان سوارد جانسون مجسمهيی ۲۵ پايی از اين زوج که مشغول بوسيدن يکديگرند ساخت که در سنديهگو و ساراسوتا به نمايش درآمد (تصوير شمارهی ۱۰).
تصوير شمارهی ۸

تصوير شمارهی ۹

تصوير شمارهی ۱۰

* قسمتهايی از اين نوشته ترجمهيی است از بخشهايی از مقالهی The Times Square Kiss.
11 تیر 1389
||
(تصویر)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
- «فرنوش فارمر»
در تاریخ 12 تیر 1389، ساعت 15:07:
در کنار نسخه ی مشهور این عکس که آیزنستاد گرفته البته ، هم زمان در مجله ی لایف ، نسخ دیگری هم از این عکس چاپ شده مربوط به عکاسان دیگر.
شهرت عکس آیزنستاد ، به خاطر مشخص بودن گوشه ای از میدان تایمز در عکس است .با تشکر
نیم رخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









سلاااام
من فكر مي كنم اشتباه بزرگي رخ داده !
عكس ملوان آمريكايي كه داره يه پرستار رو ميبوسه از"رابرت دوانو " نه "آيزستاد "
لطفا چك كنيد
http://www.robertdoisneau.com/