|
نقشهخوانی در تاريکی و يک روز شبيه انسان بوديم
|
رضا مرتضوی
youbleedismile [@] gmail [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
نقشهخوانی در تاريکی
دستهايی هستند
که کيلومترها پوست را
پيمودهاند
و بدنهايی که اگر به قتل برسند
به سختی میتوان قاتلی برایشان پيدا کرد
که اثر انگشت صدها انسان
بر جای جایشان باقیست
پوست تو
نقشهيی بدون جاده است
که دستها را در خود گم میکند
نه دستی نه اثر انگشتی
و اين يعنی يک جنايت حرفهيی
يک روز شبيه انسان بوديم
ديروز که جسد اين دختر را از آب میگرفتيم
کسی گريه نمیکرد
معمولا ديدن اين جور صحنهها
آدم را شوکه میکند
ما را نه
ما غواصايم نه آدم
25 تیر 1389
||
(شعر فارسی)
||
نظر خوانندگان ( 5 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
- «هنگام»
در تاریخ 29 تیر 1389، ساعت 22:53:
نقشه خوانی در تاریکی فوق العاده بود. من که خیلی لذت بردم.
- «جاسم »
در تاریخ 28 مهر 1389، ساعت 12:30:
خیلی کوتاه بود ولی برای شما به این جوانی بد نبود
- «قادر »
در تاریخ 28 مهر 1389، ساعت 12:33:
اقا خیلی معنو ی کار نشوده بود
- «هیوا»
در تاریخ 19 مرداد 1390، ساعت 01:47:
نقشه خوانی، عالی بود... فوق العاده جذاب
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









چه تعبير جديد و جالبي از نوازش