|
شهر رویاهای مجسم |
صالح تسبیحی
saleh.tasbihi [@] gmail [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
استانبول شهر رؤیاهای مجسم و شاید بتوان گفت یگانه شهر زندهی دنیاست که عشق در کوچه پسکوچههای آن جریان دارد. آسمان آبی پررنگ، پرندههای دریایی و ابرهای متحرکی که مدام خالی و پر میشوند و عمقی کشیده تا دور دست دارند، آب که همه جا هست و شهر را از همه طرف به محاصره در آورده ولی آرام و رونده و پاک است، و قهوهخانههای کوچک و چوبی متعدد و قلیان و چای کوچک قندپهلو همه، استانبول را قادر میسازند که برای یک مسافرت تابستانی، مخصوصا دو نفره، بهترین گزینه باشد.
همچنین باید یادآوری کرد که امسال استانبول پایتخت فرهنگی اروپاست و کارناوالهای شبانه، نوازندگان دورهگرد بیملیت و هیپیهای گیتار به دست بیوطن به آنجا سرازیر شدهاند.
استانبول محل تلاقی شرق و غرب است و فرهنگ دو گانهی آسیایی اروپایی در آن نه به تناقضی معیوب که به خاصیتی جذاب مبدل شده و ُترک ها هم عامدانه آن را پر رنگ میکنند تا مسافران را چه شرقی و چه غربی راضی نگه دارند.

البته آنها تمام و کمال موفق شدهاند و امنیت و آرامش جاری در شهر، در کنار مراکز متعدد خرید و تماشا، موزهها و پاتوقها و پارکها و تفریحگاههای متعدد، از شهر باستانی قسطنتنیه چهار راهی ساخته است که ملیتهای متعدد با عقاید و ظاهر و بطون متفاوت در کنار هم زندگی میکنند و کسی را با کسی هم کاری نیست.

در فرودگاه استانبول میتوان هم خانوادهيی ژاپنی را دید و هم یک زوج مکزیکی را تماشا کرد و هم ایرانیها را جست و هندیها را که در صفهای مُهر گذرنامه و سالنهای انتظار ایستادهاند و نشستهاند و این جهان رنگارنگ با حضور آنها ساخته میشود.
علاوه بر اینها، از آنجا که استانبول مرکز یک کشور مسلماننشین است و پیش از اینها "اسلام بول" (دروازهی اسلام) نامیده میشده، شباهتهای فرهنگی متعددی با فرهنگ ایرانی در آن یافت میشود که محیط را برای مسافر ایرانی خوشآیندتر میکند (شباهتی که البته گاه به سری به تأسف جنباندن و تو دل خالی شدن از آن همه پیشرفت و این همه پس ماندن در قیاس، منجر میشود). خیلیها بنا بر عادتی غلط، استانبول را هم مثل جاهای دیگر تنها مرکزی بزرگ برای خرید و خوشگذرانیهای سطحی میدانند و این در حالیست که از گنج تاریخ، نهفته در زمین آنجا بیخبرند.

اینکه مسافران ایرانی عادت دارند هر جا می روند بیش از هر کاری به گشت و گذار در بازار بگذرانند و سر انجام با کوهی از کالاها به کشور بازگردند گاه، باعث می شود از این تمدن دوگانهی پر شکوه بی اطلاع مانده و از جهت فرهنگی دست خالی بازگردند.
.jpg)
با این ها چون ترک عادت موجب مرض است نخست به معرفی مراکز خرید استانبول می پردازیم تا شاید خواننده های اهل خرید را هم سر ذوق آوریم به موزه و کافه ها بکشانیم:
محله ی «آک سارای»
آک در زبان ترکی استانبولی به معنای سفید است و مردم ترکیه خیلی از این واژه استفاده می کنند. در جای جای شهر می توان به شعبات «آک بانک» بر خورد و همچنین حزب اسلامگرای حاکم بر دولت ترکیه نیز نامش حزب سفید است.

بنا براین محله ای که به این نام خوانده می شود حتمن محله ای قدیمی بوده و با توجه به کارکرد دیرپای تجارت در ساخت و ساز استانبول، « آک سارای» را می توان محلی برای خرید کالاهای ارزان اعم از شامپو و صابون و لباس راحتی و همچنین ابزار و ادوات صنعتی دانست. آکسارای همان محل معروفی است که بیشترین جمعیت ایرانی های استانبول در آن زندگی می کنند و گه گاه تابلو هایی به زبان فارسی هم اینجا و آنجا دیده می شود. هتلهای ارزان قیمت اما تمیز و شیک آک سرای می توانند بهترین محل برای یک مسافرت صرفه جویانه باشند.
.jpg)
البته گمان نکنید رفت آمد به مرکز شهر سخت است و گران تمام می شود. زیرا هرچند محله ی آک سارای ازمرکز شهر فاصله دارد اما رفت آمد با «تراموای» که وسیلهای ارزان و راحت است و پنجره های بزرگ و شیشه ای آن استانبول را به زیبایی قاب گرفته، رفت آمد به مرکز و حتا شمال شهر را آسان می کند. همچنین در آکسارای بازاری باریک و تمیز و سنگ فرش قرار دارد که بیشتر برای خرید ابزار ریز و درشت صنعتی می توان به آنجا رفت هرچند گاری های میوه و سبزی جات در آن به وفور موجودند. همچنین محله های «لاله لی» و اطراف آن هم در نزدیکی آک سارای برای خرید عمده قرار دارند.

بازار قدیم ( بیازید بازار)
این بازار که به بازار قدیمی هم مشهور است محلی بسیار عالیست برای پرسه زدن و در کوچه های آن گشتن و تماشای آن بخش از تمدن آسیای صغیر که اکنون مبدل شده است به صنعت توریسم.

از عتیقه ها و اشیا کهنه بگیر تا تیشرت ها و لباس هایی با طرح های عجیب و جالب. به یاد داشته باشید: اگر در تهران چانه زدن یک راه حل پنجاه درصدی است در استانبول صددر صد باید چانه زد. همینجا می خواهم نقض قانون کنم و وسط تعریف بازار، از محله ی بیازید و مسجد شگفت آن بگویم. مسجد بیازید ( که به اشتباه بایزید خوانده می شود) بنایی است نه چندان وسیع که ارتفاع مناره های آن بسیار بلند است. در مرکز حیاط آن هم حوض خانه ای برای وضو قرار دارد که کبوتر ها بالای آن می نشینند و روحی بسیار عمیق در جای جای مسجد حاکم است. همچنین مدرسه ی نظامی استانبول با دروازه ای شبیه قلعه و پرچم های عظیم سرخ ملی از دور جلوه گر است و مجموعه ی محله ی بیازید را کامل می کند. در میانه ی بازار قدیم کافه هایی برای نشستن و رفع خستگی و تماشا وجود دارند.

در ضمن دکه های بزرگ غذا خوری که می توان دور تا دور آن ها چرخید و انواع ساندویچ و مخلفات را سفارش داد در این محله قرار دارند و بوی سیب زمینی سرخ کرده و ازدحام بازار به این محلهی قدیمی رنگ و بوی خاطره انگیزی داده است. پیش و بیش از هرچیز دونر کباب، که در اینجا با کیفیت بسیار بد و نان کلفت به نام کباب ترکی معروف است با طعمی لطیف و نانی نازک و البته ارزان به طبع می رسد که از دست دادنش موجب ضرر است.

خیابان استقلال
میان محله ی بیازید و آک سارای با خیابان استقلال فاصله ی زیادی است. خیابان استقلال همان محله ای است که هر شهر بزرگ توریستی به آن نیاز دارد تا مسافران اهل تفریح را تا دمدمای صبح پذیرایی کند. شیرینی فروشی ها و بستنی فروشی ها ی متعدد در کنار رستوران ها و کافه ها در این خیابان قرار دارند و کوچه های تنگ و سنگفرش، همه قرار گرفته در شیب، محل نشستن مردم، پیرمردهای ترک، کشیدن قلیان، نوشیدن و "تخته" بازی کردن اند. در خیابان استقلال عبور و مرور ماشین ممنوع است و این خیابان بلند از یک طرف به میدانی به نام «تکسیم» (تقسیم) وصل می شود و تراموایی کم سرعت و تزیینی شمال تا جنوب آن را مدام طی می کند.

به مناسبت پایتخت شدن استانبول در زمینهی فرهنگ، به تراموای وسط خیابان واگنی رو باز اضافه شده است و گروه موسیقی محلی راک، در آن برنامه اجرا می کند و عده ای هم دنبالشان شلوغ کنان می گذرند و کارناوال جذابی به راه می اندازند که هر شب تا نیمه های شب برنامه دارد.
.jpg)
در میدان تقسیم هم استیجی کار گذاشته شده و گروه های موسیقی اعم از کلاسیک و راک و مدرن و فیوژن( ترکیبی)، همه از همه جای دنیا آمده و در آن برنامه اجرا می کنند. با این ها دیگر همه چیز کامل است که استانبول را شهری غرق در نور و رویاهای زندهی بی کران بدانیم که خیابان های آن همچون رگ در بدنی سر زنده پر خون و سرحال می تپند.
.jpg)
برای نشستن و ساعت ها غرق شدن در حس و حال اصلی استانبول و تماشای مسافران، آمده از گوشه گوشه ی دنیا، یکشنبه شبهای خیابان استقلال بهترین جاست. همچنین تفریح گاههای شبانه اغلب دراین خیابان قرار دارند.
.jpg)
پل "امین اونو" و تنگه ی بُسفر
می بایست یاد آوری نمود که استانبول در گذرگاه دو دریای بزرگ قرار دارد. دریای مرمره در جنوب و دریای سیاه در شمال. و این دو دریا توسط تنگه ای به هم متصل شده اند که " بُسفر" نامیده می شود و از قضا محل خوشایندی برای تفریح و گشت و گذار هم هست.
.jpg)
در کنارهی این تنگه شاخه ای از آب دریا تا دل بخش غربی استانبول کشیده شده که "شاخ طلایی" نامید شده است. پل "امین اونو"( یا گالاتا) روی همین شاخه قرار دارد. پل دو طبقهی "امین اونو" محل اصلی ماهیگیری تفریحی است. اگر از طبقه ی پایین آن عبور کنی بندهای ماهیگیری را می بینی که متعدد و کنار هم آسمان را خط انداخته اند و آمده اند و افتاده اند توی آب. طبقهی پایین پل مملو از رستوران ها و غذا خوری های کوچک و بزرگ است و صندلی ها کنار آب در غروب، می توانند بهترین محل نشستن برای تماشای استانبول باشند.
استانبول شهری است که روی پستی و بلندی های ساحلی کهن بنا شده و مناظر و مرایای متعددش به مدد همین جغرافیا به وجود آمده اند.
.jpg)
کافه های پشت ایاصوفیه در محلهی سلطان احمد ، بسیار شیک و نه چندان گران و خلوتند و چون از فروشگاه و مرکز خرید در این نقطه خبری نیست می توان عصری آرام و با فراغت را در تراسی با پیچک های سبز، قهوه یا نوشیدنی های دیگر گذراند. همچنین کافه های متعدد خیابان استقلال بهترین جا برای نشستن و تماشا و تفکر و لذت بردن از محیط هستند. با همه ی اینها همه جای استانبول کافه و پاتوق پیدا می شود و استانبول را به رنگ چوب و صندلی و دود قلیان و وِلولهی خفیفی مبدل کرده که خاص شهر های توریستی است.
.jpg)
آب انبار یره باتان
این محل دیدنی در نزدیکی ایاصوفیه و در محلهی سلطان احمد قرار دارد. آب انبار باستانی یره باتان محلی رویایی و عجیب است که هرچند بسیار قدیمی می نماید و قدمتش به پیش از اسلام می رسد اماچندان نشانه های تاریخی در آن وجود ندارد و ماهی های نقره ای با بدن های عجیب، نرم، میان ستون های بلند سنگی می لغزند و دور و نزدیک می شوند.
.jpg)
.jpg)
جزیرهی بویوک آدا
تنگه ی بسفر که گفتیم دو دریا را به هم وصل می کند محل کشتیرانی های تجاری و تفریحی فراوانی است. کشتی های کوچک تفریحی شبها روی آب حرکت می کنند و چراغ هایشان، همراه با موسیقی زنده و رقصهای شرقی، یاد آور شب های عربی داستان های هزار و یک شب اند.
.jpg)
برای رفتن به سفر یک روز ی بُسفر هم می توان از کنار پل «امین اونو»و هم از ایستگاه تراموای "کاباتاش" به دریا رفت. بلیط های کشتی چندان گران نیستند اما جزایر کوچک و جزیره ی بزرگ بویوک آدا آنقدر زیبا و سر سبز اند که اگر بلیط گران هم بود به این سفر کوتاه می ارزید. «بویوک آدا» جزیره ایست که در آن راندن با اتومبیل و هر وسیلهی رفت و آمد دود زا ممنوع است و مردم از اسب و دوچرخه استفاده می کنند.
.jpg)
آرامشی که در جزیره از این معبر برقرار شده بسیار دلچسب است و آدم دلش نمی خواهد جزیره را ترک کند. در تابستان از همین نقطه به پلاژهای ساحلی قایق می گذارند.
.jpg)
با توجه به اینکه استانبول شهر مسجد ها و کاخ های باستانی متعدد است؛ خیلی جهانگردان به این بهانه راهی آنجا می شوند.
.jpg)
.jpg)
ایاصوفیه نیز محلی است بسیار باستانی که پیش از این ها معبد بوده و بعد آتشکده شده و در زمان خلفا و جنگ های صلیبی چهار بار به کلیسا و مسجد تبدیل شده و نشانه های این کشمکش در آن به خوبی پیداست.
.jpg)
از موزه های استانبول باید به موزه ی توپ کاپی هم اشاره نمود که علاوه بر کاخ های پاشایان عثمانی ، یکی از محل های زندگی و مرگ آتاتورک بوده و نیز موزهی بسیار بزرگ و تخصصی آثار باستانی استانبول در آن قرار دارد.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
در موزهی اخیر می توان مجسمه های روم و یونان باستان را تماشا نمود و خدایان مرمرین باز آمده از عمق دریای مرمره را بررسی کرد. موزهی آثار باستانی استانبول برای اهل فرهنگ جاذبه ای پنهان است که تماشای آن تاثیری عمیق بر روح آدمی بر جای می گذاردو وجود زئوس، خدای باستانی یونان با هیبتی عظیم و لبخندی بر لب، در حالی که شیطانی سم دار را به دست گرفته از همان آغاز گیجگاه فکر تماشاگر را مورد ضربه قرار می دهد و در ادامه ، مرمر کاری ها و مومیایی های مصری هستند که به انتظار نشسته اند.
.jpg)
با همه ی این ها همه جای شهر مملو از آثار باستانی و مساجد متعدد دیگر است و اگر اهل نقشه خوانی در سفر باشید جاهای عجیبی پیدا خواهید کرد.
.jpg)
.jpg)
*
استانبول یک سفر ساده نیست. یک تجربه است. تجربه ای که اگر جنم خوب چرخیدن در مسافر باشد ، هرگز از یاد نخواهد رفت و می تواند یکی از بهترین تجربه های عمر آدم هم باشد. تجربه ای که ارزش دارد حتا دوباره و سه باره هم تکرار شود.مطمئن باشید.
.jpg)
10 مرداد 1389
||
(سفرنامه)
||
نظر خوانندگان ( 2 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
- «رحمان رحمانی»
در تاریخ 10 شهریور 1389، ساعت 23:32:
ساعت اکنون یازده شب پنجشنبه بیست و یکم ماه مبارک رمضان است و من خسته از کار روزانه ای که هر روز به مدت ده تا دوازده ساعت در سن شصت وهشت سالگی صبحگاه را به شامگاه پیوند می زنم .حتی در روزی چون بیست و یکم رمضان که همه بر خود فرض می دانند به حرمت اقا امام علی علیه السلام دست از کار بکشند .در گشت و گذار درون پارک وبوستان سایت ها به پایگاه اذبی وهنری رسیدم و با سفرنامه که خیلی روان و شیوا نوشته شده است لحظات مثبتی را گذرانده ام .دلم می خواهد بیشتر از این بنویسم ولی قبول بفرمایید خیلی خسته ام .موفق باشید.
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









چه توصیف وسوسه انگیزی ...