|
تصویر اندیشهی آزادی
|
صالح تسبیحی
saleh.tasbihi [@] gmail [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
این نوشته با جرح و تعدیل بسیار، در روزنامهی شرق یک هفته پیش منتشر شد. بخش هایی که حذف شده بودند در روزنامه سفید منتشر شدند. بنابراین خواندن مطلب اصلی بد نیست! بخش های سانسور شده بولد شده اند و نخستین واژه ای که زیر قیچی رفته است آزادی است....
*
"حضور مبارك اعضاي محترم مجلس دارالشوراي ملي دامت تائيداتهم. اولين اساس ترقي و انتباه و ايقاظ هر ملت جرايد است. جريده ملانصرالدين كه مرآت قبايح اعمال مستبدين و اسباب ترقي ملت است نمي دانيم به چه ملاحظه در پستخانه توقيف و اذن توزيع نمي دهند و اين فقره موجب ياس و هيجان ملت گشته شكايات مفصله به انجمن مي كنند كه در زمان استبداد منع توزيع جريده ملانصرالدين نمي شد حال كه ايام عدالت و آزادي قلم است چرا منع نشر جرايد مي شود. استدعا داريم مقرر فرمايند پستخانه تبريز مانع نگشته موجب اطمينان ملت و اِسكات هيجان ايشان گردد و لازم است كه در اين حضور اقدامات لازمه را مضايقه نفرمايند.
انجمن ملي تبريز سال اول ، نمره 23
*
مشروطه را نمی توان یک اندیشهی منسجم، یک رویکرد اجتماعی منظم و حتا با قطعیت یک انقلاب دانست. از آن رو که وجوه متعدد این رویداد تاریخی راه را بر هر نتیجه گیری کلی می بندند و از معبر این عدم قطعیت است که مشروطه اعتبار می یابد و فکر و تلاشی در آن برجسته می شود که وجوه متعدد آن را به وحدت می رساند: آزادی.
در اوان مشروطه مردان و زنان ایرانی با حکومتی فرد محور و مقتدر در افتادند که خود را شعبه ای از نور خداوند بر روی زمین می دانست و بسیار مایل بود هر نوع آزادی را قلع و قمح کند. تمایلی که بالاخره در باغشاه به واقعیت رسید و چه بزرگان، از ملک المتکلمین و میرزا جهانگیر خان ها بگیر تا سلطان العلما ها را کشتند و در چاه انداختند. در واقع آن روز این، نمایندگان مجلس یا مجاهدان اسلحه به دست نبودند، این اهالی مفلوک مطبوعات، قربانی مسلم و همیشگی حکومت های خودکامه بودند که زبانشان بریده شد. روشنگری های مطبوعات همواره زهر هلاهل اند و همین است که همواره حکومت های دیکتاتوری و فرد محور را دشمن آزادی مطبوعات می کند. جدال و مرگ و توقیف و فنا و تولد دوبار و باز توقیف و تهدید و بند و بست و زندان و اعدامی که همواره در جریان بوده است...
*
اصلاحات امیر کبیر و اندیشهی قائم مقام فراهانی و نیز فکر گستردهی سید جمال و شاگردانش از جمله میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و دیگران از یک طرف، متجددین مطلق گرا همچون میرزا فتح علی آخوند زاده و ملکم خان و تقی زاده از طرفی دیگر همه در یک امر مشترکند و آن عقب ماندگی فرهنگی و لزوم ضرب الاجل بازسازی فرهنگ است تا در پی آن اقتصاد و تمدن ایرانی بازسازی شود.
مردم ایران از بد روزگار اکثریتشان بی سواد بودند و شعر را بهتر به حافظه می سپردند و تصویر را بهتر می فهمیدند.
نمک طنز هم که ابزار دائم ایرانی هاست به این ماجرا پاشیده می شود تا هم زخم کهنهی استبداد را بسوزاند و بگزد و هم جان های نا امید را شاد کند. کاریکاتور در ایران پاسخ به یک نیاز بوده است نیازی که بیش از همه با تولد نشریه ای آذری زبان و با همکاری بیش از 100 نویسنده تمام و کمال پاسخ می گرفت و 25 سال خاری بود در گلوگاه ظالمان زمان: ملانصرالدین به دبیری جلیل محمد قلی زاده.

می گویند ستارخان وقتی ملانصرالدین را با آن کاریکاتور رنگی صفحه اول و اشعارش دست گرفت گفت عید ما امروز است. ملا نصرالدین در بهار 1960 نخستین شمارهی خود را منتشر نمود و روی جلد آن کاریکاتوری با عنوان خواب ملل شرق و بیداری آنها به طبع رسیده بود. ملانصرالدین در تفلیس چاپ می شد و بنا بر این نمی توانست چندان با حکومت کشور تزاری روسیه در بیفتد. همچنین گردانندگان آن اغلب ایرانی بودند بنا بر این در تمام آن سال ها، تلاش خود را به نیش و کنایه زدن و پنبه زنی از حکومت های کشورهای مسلمان نشین منطقه معطوف کردند. مدیر نشریه در سرمقاله ی آغازین نوشت:
اما مبارزه با حکومت تزاری را به فرصت بعد موکول کردیم، نخستین اقدام و واولین وظیفه ی ما وضعیت ملت اسلام بود که در پیش چشم داشتیم.
و تکلیف خود را با مخاطبانش روشن نمود. کاریکاتور های ملانصر الدین با تکنیک چاپ سنگی و با گرایشات واقعگرایانه در طراحی به وجود می آمدند و کاریکاتوریست ایرانی "عظیم عظیم زاده" و دو کاریکاتوریست آلمانی ( یا بلژیکی) به نام های "روتر و شلینگ اشمرلینگ" طراح اغلب آن ها بوده اند.
در یکی از این آثار، مشروطه همچون زنی الاهه وار و بالابلند بر فراز مردمان دست گشوده و در طرف راست آن روحانی نمایان و مدافعان حکومت چون مار و افعی از یک طرف و در طرف دیگر مجاهدان و روحانیان حقیقی در جدال و گریزند. با تماشای این تصویر و تصاویر مشابه دیگر صناعت ادبی متعددی که در آنها به کار رفته واضحتر می شود. یعنی نماد گرایی همچنان که در ادبیات مشروطه توسط شاعران به کار گرفته شده، در طرح توسط کاریکاتوریست هم استفاده می شود.
ملانصرالدین در جو اعتراضی شدیدی دست به کار شده بود که پیرو شکست روسیهی تزاری از ژاپن و نیز امپراطوری بریتانیای کبیر از بوئرها قدرت خداوندی هرحاکم مطلقه ای مورد تردید قرار گرفته و این شکست ها که درمطبوعات عمومی آن زمان و به طبع در افکار عمومی بازتاب بسیاری پیدا کرده بود انگیزه ای قوی به دست می داد تا گردانندگان مطبوعات مشروطه خواه و نیز مجاهدان، ایمانی راسخ به بر افتادن ظلم و به پایان آمدن دوران حکومت فرد بر جمع پیدا کنند.
این در تمام کاریکاتور های نشریهی ملانصرالدین به خوبی قابل تماشاست: شاه ایران دیگر ظل الله نیست. مردی است قصاب، خپله و نوکر صفت در خدمت بیگانه. در یکی از کاریکاتور ها محمد علی شاه دیده می شود که به همراهی دستیاران روسش بر ساتوری عظیم نشسته و مردمان عریان و بی پناه مملکتش را سلاخی می کند. این کاریکاتور که به شکل رنگی هم کار شده و در نتیجه اثرِ اصلیِ صفحهی اول بوده است آنچنان صمیمانه و با قدرت طراحی ساده سازانه ای کار شده است که تمام مردم بی سواد و عامی را در دایره ی مخاطبان خود گرد آورده است و حتمن دربار را به خشم آورده که دستور توقیف ملانصرالدین را در همان مرزهای آذربایجان صادر کرده بودند.
تلگرافی که انجمن آزادیخواهان تبریز به تهران زده بودند و در آغاز این نوشته آورده شد مربوط است به همین موضوع. آری به راستی که برای حکومت ارعاب و ظلم چه چیزی ساده تر از بستن دهان منتقد...؟
گفته می شود در سال های 1906 تا 1912 یعنی برابر با 1331 هجری قمری پرقدرت ترین سال های کاری نشریهی ملانصر الدین است. سال هایی که فرمان مشروط شدن شاه توسط خود او امضا شد. مجلسی تشکیل شد، بعد محمد علی شاه بر سر کار آمده و شمشیر را از رو بست تا مجلس و مطبوعات را از میان بر دارد.
کاریکاتورایران در این دوره است که بسیار می بالد.
کاریکاتوریستهای ملانصرالدین برای نخستین بار هنرمند را به مثابهی مصلح اجتماعی به مردم می شناسانند و نام آنها در کنار "میرزا علی اکبر خان طاهر زاده صابر" که در شعر طنز ترکی به "صابر" تخلص میکرد و نیز نویسندگان دیگر نشریات و همردیف با مجاهدان و صاحب "تاریخ بیداری ایرانیان ( ناظم الاسلام کرمانی)" قرار می گیرد.
این تاثیر گذاری آنقدر طولانی هست که در سال 1322 شمسی مدیر نشریهی فکاهی "باباشمل" اذعان کند رویکرد ملانصرالدین را در مبارزه با حکومت وقت در پیش گرفته. شخصیت سازی در کارتون های ملانصرالدین مدل برداری از لباس و پوشش و نحوهی دقیقِ تراشیدن ریش و سر مردم ایران آن زمان است. و نیز چیره دستی طراحان در طراحی فیگورهای ایستادن و راه رفتن و شکلک های صورت، همذات پنداری مردم عام را در پی داشته است. آنها به راستی کاریکاتورهای ملانصرالدین را همچون آینه ای تمام قد در برابر خود می دیدند.
عناصر خیالی به کار رفته در این کاریکاتورها نیز راز بازنمایی از همین آینه را بیشتر می نمایاند: در طرحی با عنوان "آخرت عالمی"( دنیای آخرت) عوامانه ترین تصویر ممکن ، با خطوط قاطع سیاه و رنگ های مرکب قرمز خلق شده است و در آن آیات و روایات اسلامی به دقت بازنمایی شده اند. پل صراط همچون مویی باریک کشیده شده و در زیر آن جهنم سوزان، مملو است از دشمنان مشروطیت و آزادی خواهی. آن طرف هم بهشت دیده می شود و بزرگان مشروطه خواه در آن ایستاده و نظاره گرند.

باید در نظر داشت که کاریکاتور در بیخ و بن برای اعتراض به وضع موجود خلق شده است و مستندات تاریخی آن نشان می دهند نخستین کارتونیست های دنیا همچون " دومیه " هنرمندانی معترض بوده اند. در ایران نیز نخستین کاریکاتور درست پنج سال پیش از مشروطیت و به اقتضای زمان طراحی شد. نقاش که خود را "حسین الموسوی" نقاش باشی آستان قدس نامیده تصویری کشیده است و در نشریه ی "ادب" مشهد چاپ کرده و در آن گفته می شود "در همه جای عالم هر کس از نردبان ترقی بالا رود همه او را کمک می کنند الا ایران که همه می خواهند به زیر اش کشند..."در طرح، خامی و عدم رعایت ظرافت ها مشهود است اما آنچه مهم است همین نیش و طنزی است که از همان آغاز بر زبان کاریکاتور ایرانی سوار شده و در نشریات بعدی، از جمله ملا نصرالدین به بلوغ رسید و ادامه پیدا کرده است تا حالا. نمونه هایی از این رویکرد اعتراضی و در عین حال مستقل را می توان در مطبوعات منتشره پس از دوم خرداد هفتادو شش بازجست.
باری، ملانصرالدین در سال 1931 میلادی پس از انتشار 748 شماره و با مرگ جلیل محمد قلی زاده تعطیل شد. این در حالی بود که مهمترین پیرو آن درداخل ایران، یعنی نشریهی "آذربایجان" تنها موفق شد 20 شماره منتشر کند. اما رسالتی را که بنا برآن در آغاز برای در افتادن با حکومت های استبدادی عثمانی ، ایران، امیر نشین بخارا و در یاری رساندن به "ملت اسلام" در نظر داشت به بهترین نحو به سر انجام رسانید. بر محققان تاریخ مطبوعات است که بررسی کنند و جایگاه نشریات متعدد بعدی را تا حال حاضر مشاهده نمایند. تا این نکته روشن بشود که آیا کاریکاتور ایرانی با همان قدرت و جنم ونیز از همه مهمتر آن استقلالی که در آغاز با آن به میانه آمد ادامه دارد و رشد نموده است یا نه. اما آنچه روشن است جایگاهی است که هنرمندان طراح برای به دست آوردنش همواره جنگیده اند و امکاناتی را که کاریکاتور در بیان اندیشه ی ترقی و فکر آزدی در اختیار مان قرار می دهد آزموده اند. امکاناتی که هنوز جای مکاشفه در ظرفیت های آن وجود دارد و تاریخ کاریکاتور تا نبرد برای آزادی خواهی هست ، همچنان ادامه دارد.
منابع:
مقاله کاریکاتور در عصر مشروطه/محمد رفیع ضیایی
گزارش هجدهمین نشست بررسی تاریخ مطبوعات
کتاب ادبیات کاریکاتور یران در عصر اصلاحات/هادی حیدری/ نشر روزنه

28 مرداد 1389
||
(تصویر)
||
نظر خوانندگان ( 3 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
- «صالح تسبیحی»
در تاریخ 28 مرداد 1389، ساعت 15:17:
نخیر. نمانده ایم! این یک مبحث آماری ساده است که تا پیش از مشروطه سواد خواندن و نوشتن فراگیر نبود.آن هم نقد نوشته ی من نیست که فرمودید. رد حرفم در نخست و بعد حرف خودم را دوباره تحویل دادن در ادامه است.زیرا نیازی نیست من بگویم. تاریخ کاریکاتور مانند همه ی تاریخ جات! بدیهیاتی دارد که در حد حمله ی مغول روشن اند.یکیش هم همین اعتاضی بودن آثار دومیه است . و اگر معتقدید آن کارتون نیست و نقاشی است من می گویم مبنا برای کارتون بودن یک تصویر چاپ آن در روزنامه هاست. همان اتفاقی که برای آاثر دومیه افتاد...
- «هنگام»
در تاریخ 28 مرداد 1389، ساعت 20:57:
اگر گفتم مردم ایران انگار در همین حالت مانده اند، بنایم این بود که اعتماد و وابستگی مردم ایران به تصویر و سپردن شعر به حافظه همچنان ادامه دارد و کمتر کتاب خوانند و به رسانه های نوشتاری رو می آورند. آمار هم این را تایید می کند. پس دلیل فقط بی سوادی نیست.
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









"باید در نظر داشت که کاریکاتور در بیخ و بن برای اعتراض به وضع موجود خلق شده است و مستندات تاریخی آن نشان می دهند نخستین کارتونیست های دنیا همچون " دومیه " هنرمندانی معترض بوده اند."
به نظر نمی آید سخن درستی باشد. آثار دومیه هم هنگامی پا به عرصه گذاشته اند که فرانسه تحت استبداد ناپلئون سوم بوده است. هنگامی که استبداد و بیداد در جوامعی زبانه می کشد ، همه چیزش زبان اعتراض می شود. شعر ، داستان، کارتون، نقاشی، و...
در جای دیگری گفته شده:"مردم ایران از بد روزگار اکثریتشان بی سواد بودند و شعر را بهتر به حافظه می سپردند و تصویر را بهتر می فهمیدند."
انگار مردم ایران در همین حال مانده اند!؟
انگار مردم ایران در همین وضعیت مانده اند!
"