زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



گمانيسم

محمدهادی پورابراهیم
choor_m [@] yahoo [.] com
آثار ديگری از اين نويسنده


انسان قبل از اين كه به نحله‌يی رو بياورد و نظرگاهی برگزيند، در سرزمين پهناور «گمان»‌ها زندگی می‌كند. گمان‌ها رهايش نمی‌كنند، حتا آن هنگام كه عقايدی بر می‌گزيند و مكتبی يا مذهبی می‌شود. انسان خواه ناخواه دچار گمان است و با روی‌گردانی يا انتخاب شيوه‌يی مسالمت‌آميز به زندگی‌اش در كنار آن‌ها ادامه می‌دهد.

گاه با پناه آوردن موقت به پوزيتيويسم و نحله‌های علم‌انديش قصد رهايی از سرزمين گمان‌ها را دارد و گاه با رها كردن و مردود شمردن منطق بی چون و چرای علم خود را از سلطه‌ی وهم‌انگيز علم و اشياء بيرون‌می رهاند و به دامان رمز و راز پناه می‌آورد. او كه به كمك اعداد و حساب رياضی و چهار عمل اصلی نتوانسته معنايی برای اتفاق‌های پيرامون‌اش بيايد يا آن‌ها را پيش‌بينی كند، با پرتاپ كردن اتفاق‌های افتاده و نيافتاده به سطحی فراحسی و سرمدی به دنبال معنابخشی به آن‌هاست. اين تنها راه انسان در مواجهه با وقايع افتاده و نيافتاده نيست، چراكه می‌تواند بدون عروج به سرمدی‌ها و فراحسی‌ها، در همين جهان واقع، بدون هيچ تلاشی و بدون معنابخشی به اتفاق‌ها، معنايشان را بی‌هوده و بی‌هودگی‌شان را مطلق كند.

با اين حال، انسان همواره و هميشه از اين كه او را پيرو نيهيليسم خطاب كنند، هراس داشته و كمتر زمانی به چنين هراسی بی‌اعتنايی کرده و آن را بی‌پاسخ گذاشته است. انسان در طول تاريخ از همان سپيده‌دمان حضورش بر كره‌ی خاكی تا به امروز دچار گمان بوده، حتا آن هنگام كه به ناچار به دامان علم اثبات‌گرا روی آورده است. آن هنگام كه به مدد علم قصد رهايی از گمان‌های سرگردان را داشته است، باز هم در برقراری ارتباط با اشياء و فهم آن‌ها دچار ترديد شده است.

اشياء همواره با حضور بی‌علت و لزوم بی‌دليل‌شان انسان را دچار توهم كرده‌اند و هالوسيناسيون ناشی از وضوح و صراحت فوق العاده‌ی اشياء، جهان را برای انسان خيالی و توهم‌انگيز كرده است. اشياء خودشان را از دسترس غير دور نگه می‌دارند و برای درك و فهم به دنبال ماليخوليا می‌گردند و تا آن را نيابند و خودشان را به او نسپارند از دسترس تعمق و انديشه دور می‌مانند، چراكه برای فهم و درك اشياء هيچ انسانی محق‌تر از انسان ماليخوليايی نيست.

گمان هيچ گاه حتا آن هنگام كه اين انسان گرفتار به دامان عقايد و مكاتب پناه آورده است، او را رها نكرده است. گمان از اين كه آيا كسی صدايش را می‌شنود، آيا كسی او را می‌بيند، آيا كسی به ناكامی‌ها و مرارت‌هايش می‌انديشد. گمان به اين كه آيا اين همان عملی‌ست كه بايد عملی می‌شد. انسان گرفتار برای رهايی از اين گمان‌ها به دنبال مراجع و پيش‌گامان مكتب خود می‌گردد، شايد كه كسی بتواند خيال‌اش را برای كوتاه مدتی از دست گمان‌ها برهاند. با این همه، گاه در دامان متوهم عقايد گرفتار می‌شود و شيزوفرن می‌شود.

گمان آن‌گاه شدت می‌گيرد كه اشتياق در رسيدن و پيوستن به ديگری در انسان به وجود آيد، خواه اين ديگری شخص باشد خواه فقدان شخص. در چنين حالتی، وفور گمان آن‌چنان شدت می‌گيرد كه پناه آوردن به خيالات سبك تنها چاره‌ی او می شود و اين چاره، همان نطفه‌ی ناخلف ادبيات است كه به قصد كمك و رهايی انسان پا به جهان می‌گذارد و می‌كوشد تا مرهمی باشد برای انسانی كه در دام گمان‌ها اسير شده است.

ادبيات غافل از دامی كه گمان‌ها برای‌اش گسترده‌اند، می‌آيد تا نحوه‌ی مسالمت‌آميزی را برای زيستن در سرزمين گمان‌ها پيشنهاد دهد. گمان‌ها پابه‌پای انسان آمده‌اند و او را هيچ‌گاه رها نكرده‌اند، حتا آن هنگام كه شعر می‌سرايد و داستان می‌گويد. گمان‌ها بر گرده‌ی خيال انسانی پا به ادبيات می‌گذارند و ادبيات را هم دچار گمان می‌كنند و امروز علاوه بر انسان كه روزگاری به رهايی از گمان‌ها می‌انديشيد و راهی جز پناه آوردن به ادبيات نيافته بود، خودِ ادبيات را هم دچار می‌کنند.

اين دو گرفتار آمده، غافل از اين كه هر دو به چنگ گمان‌ها افتاده‌اند، خود گمانی شده‌اند برای هم‌ديگر. انسان درمانده از همه‌جا بانگ بر می‌آورد كه ادبيات بايد تعهدش را نسبت به انسان حفظ كند و ادبيات بانگ بر می‌كشد كه ادبيات فقط به خودش می‌انديشد و ماهيت‌اش. او بر اين باور است كه ادبيات هيچ تعهدی نسبت به نقطه‌ی بيرون از خودش ندارد. انسان گرفتار آمده كه برای رهايی از گمان‌ها به همه چيز و همه كس پناه آورده اما راهی نيافته است، در ولع به چنگ آوردن ادبيات زندگی می‌كند و ملتمسانه می‌كوشد تا با به فراچنگ آوردن آن خود را از دام گمان‌ها برهاند. او به ادبياتی كه خود در دام گمان اسير است دل بسته، شايد كه اين تنها راه باقی‌مانده كاری برای‌اش انجام دهد و نجات يابد.

اين دو گرفتار آمده آن‌چنان دست به سوی هم دراز كرده‌اند كه گاه بين‌شان جنگ در می‌گيرد و اين دست‌يازی‌ها به نزاع می‌انجامد. گمانيسم كه بی هيچ گمانی تمام گمان‌ها را می‌پذيرد، بر اين گمان است كه رهايی از دام گمان ناممكن است و نه ادبيات می‌تواند كاری برای انسان گرفتار آمده انجام دهد نه انسان برای ادبيات گرفتار آمده. اين دو گرفتار آمده هيچ گاه به آمال‌شان نخواهند رسيد.


برچسب‌ها:  مکتب ، معنابخشی ، پوزيتيويسم ، ادبيات ، توهم ، عقيده

نسخه‌ی قابل چاپ   10 شهریور 1389    ||    (انتلکتوئل)    ||    نظر خوانندگان ( 2 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


  • «وحید شهسواری»  در تاریخ 13 شهریور 1389، ساعت 07:30:

    دیدن چنین ادبیات وزین و نگرش رئال واقعا جای کمال تشکر دارد.این متن را خواننده وزین بدوگونه میخواند که یکی واسویه و دیگری به روش هرمنوتیکد. گمانه زنی پایه کشف است. همانجور که برای کشف نفت چاهی اریب ابتدا بوسیله مته حفاری کنده شده تا به نفت و سپس چاه اصلی کنده میشود انسان هم برای تعالی وجوبی خودش چاره ای غیر از گمانه زنی ندارد.

    خیلیها معتقد بودند که حتی در ادیان الهی گمانه زنی نفی شده اما مطابق همین نوشته حتی ادبیات هم خالی از گمان و گمانیسم نمیتواند بوده باشد و پایه کتب مقدسه همه ادیان الهی همانا ادبیات و تفسیر هرمنوتیک میباشد. به دلیل همین تصب عده ای با قاطعیت از این طرف بام و عدهای دیگر از ان طرف بام فرو افتاده اند. و چه خوش باباطاهر عریان عارف عامی نمای خود ما گفته نه چندان بخور کز دهانت برآیو/نه چندان که از ضعف جانت برآیو.

    در این زمانه پر های و هوی لال پرست که همه هرکس ساز خود را زده و توجهی ابدا به اصول دیگران نمی اندازد دیدن اینکه جوانها چه طور این مشکلات بغرنج متعصبیون را - رادیکالهای فلسفی - را حل میکنند مایه افتخار است.


  • «محمدهادي پورابراهيم»  در تاریخ 14 شهریور 1389، ساعت 19:05:

    براي دبير مربوطه: خسته نباشيد . اگر امكان دارد اديت بفرماييد پيشاپيش سپاس .پايان پاراگراف دوم بعد از "بيهوده" قبل از" كند" آورده شود "و بيهودگي شان را مطلق "/ابتداي پاراگراف چهارم جاي "همواره"و "اشياء"عوض شود . اشياء همواره/پايان پاراگراف آخر اين گونه باشد بهتر است .....كاري براي انسان گرفتار آمده انجام دهد نه انسان براي ادبيات گرفتار امده. اين دو گرفتار، هيچ گاه به آمال شان نخواهند رسيد .

    .................................................

    يکی از برزخ‌نشين‌ها: اصلاحات مد نظر اعمال شد.

















* لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)



(نظردهی در برزخ آدابی دارد که رعایت نکردن آن‌ها به حذف نظر می‌انجامد. این آداب را در «این صفحه» بخوانید.)




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.