|
يک عکس فوری (و يک شعر ديگر) |
سارا پرتو
sarah.partow [@] gmail [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
۱. يک عکس فوری
برای عكس خودم
گريه میكنم
كه پير میشود
لابهلای انبوه سپيد گيسوان دفترم
نيمهی «ما»
هنوز
اينجاست
و نيمهی «تو»
خدا میداند ...
آغشتهام به تو
و
ترسام از اين است
كه آتش بگيرم
با جرقههای خندهات
گريه میكنم
برای عكس خودم
درست
بر عكس تو
۲. من
دستات را پيش آوردی
تا مرا بچينی
با اين كه چيدنام
ممنوع بود
آن وقت
توفان شد
و تو ترسيدی
از همان روز است كه
هرچه میكنم
پايم به زمين نمیرسد
و دستام از آسمان
كوتاه ...
18 شهریور 1389
||
(شعر فارسی)
||
نظر خوانندگان ( 8 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
- «علیرضا»
در تاریخ 21 شهریور 1389، ساعت 12:53:
درود ، وقت بخیر و آفرین بر این حس بسیار قوی و قلم توانمندتان .
تا درودی دیگر بدرود.
اگر وقت داشتید و دوست داشتید به وبلاگم سر بزنید.alireza_m_na.persianblog.ir
- «کامران»
در تاریخ 22 شهریور 1389، ساعت 07:55:
سلام
شعر با احساس و لطیفی بود واقعا از خواندنش لذت بردم منتظر اشعار بعدی تون هستیم - «amir amiri»
در تاریخ 13 مهر 1389، ساعت 13:41:
baa dorood/zibaa va delneshin bood/sher man aadami raa be barzakh mikeshaanad/JAARI BAASHIS
و انسان ندیده بودآهی کشید
و رود آرام گرفت
و پروانه از گل ترسید
و خدا اشک ریخت
و فرهادتوبه کرد
وشیرین به تلخی گرایید
انگار پاییزی در کار نبود
وزمستان دروغی بیش نیست
و تابستان
نام ونشانی از هیچ فصلی در کار نداشت
و بهار همیشه
همین
وبهار من
ومن همان
همیشه بهار!
ویک کوچه آنسوتر از قفس
خداوند
خنده اش را قورت میداد!
- «رضا روشني»
در تاریخ 7 آذر 1389، ساعت 22:00:
سلام بنظرم در هر دو شعر نقطه شروع ضعيف آمد امادر وسط وپايان بويژه پايان شعر دومي شاعرانگي و توانايي شعري را حس كردم
- «honey»
در تاریخ 7 دی 1389، ساعت 13:33:
واقعا زيباست.
- «مانی »
در تاریخ 22 دی 1389، ساعت 08:55:
سلام و خسته نباشید. لذت بردم از احساسات لطیف و توانایی سرشار شما. شعر اول پرمعنا تر و جذابتر بنظر میامد .ابتدا و انتها بمانند فرود وصعود بود.شما با گذر زمان نسبت به عکس پیر میشوید.و اشک میریزید بر جوانی که در فراغ عشق فنا شد.( نظاره می کنم به عکس خود، و گریه میکنم که اینچنین پیر گشته ام.)
- «بهار»
در تاریخ 20 اسفند 1389، ساعت 21:45:
اگربدانی که در هر روز چندین دست از آسمان کوتاه میشودو...
دگرگونه شعری می باید سرود.
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









سلام و عرض ادب
به نظرم پاره ی اول شعر اول اگر تبدیل به یک هایکو می شد خیلی زیباتر بود:
عکس ام
پیر می شود
لا به لای سپید گیسوان دفترم.
و باقی شعر می شد شعر دیگری.