زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه


پيشينه‌ی « شعر ترجمه » در برزخ:


نغمه‌ی ناقوس‌ها
محمد فلاح‌نیا  (5 تیر 1389)

(ترجمه‌ی شعری از پی‌ير پائولو پازولينی)

وقتی که صبح‌دم در آبِ چشمه‌ها تن می‌شويد، / شهرِ من ميانِ تصاويرِ ساکن ناپديد می‌شود.
آوازِ دوردستِ غوک‌ها، / نورِ ماه و گريه‌یِ غمگينِ جيرجيرک‌ها را / به ياد دارم ...


عشق‌ات وجودم را چون فرا گيرد
رضا انصاری‌راد  (30 خرداد 1389)

(دو شعر از نزار قبانی)

عشق‌ات وجودم را چون فرا گيرد / رنگارنگ ابری خواهم شد
و چون باران سبزی، زردی قرمز / به سان باران رنگارنگی فرو خواهم باريد
و تن‌ام بوستانی خواهد شد / ميوه‌هايش انگور، انجیر، ريحان و ليمو
عشق‌ات وجودم را چون فرا گيرد / هلالی نيمه خواهم شد ...


شعر چيست و بعد از پنجاه سال
رضا انصاری‌راد  (7 خرداد 1389)

دو شعر از «نزار قبانی»

نمی‌دانم از شعر چه می‌خواهم اما خوب می‌دانم / لحظه‌يی خود را / سرگرم نازک‌انديشی‌های شاعرانه نکرده‌ام.
و هرگز جامه‌ی گزمه‌يی فضول را / بر تن نکرده‌ام
هرگز نخواسته‌ام گزمه‌يی سمج / و خبرچينی فضول باشم که / حتا می‌خواهد به ژرفای نگاه مردم
سرک بکشد ...




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.